عباس اقبال آشتيانى

129

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

در موقعى كه سلطان در عراق بود امير ارمنى ناحيهء سمكور ( واقع در مغرب نهر كورا ) كه او را مورخين مسلمان بهرام گرجى و مورخين گرجى وارام گاگل « 1 » نوشته‌اند بر شهر گنجه تاخت و اسباب آزار مردم مسلمان آن ناحيه گرديد . سلطان پس از غلبه بر گرجيان بدفع او رفت و قلاع مستحكمهء او مثل سكان « 2 » و علىآباد را مسخر ساخت و قلعهء كاك « 3 » را نيز پس از سه ماه محاصره گرفت و به شهر كاغذوان « 4 » در شمال ارس رفت و آنجا را نيز گرفت و بار ديگر گرجيان و متحدين ايشان را در نزديكى پچنى « 5 » كه از مستملكات آواك « 6 » پسر ايوانى بود شكست داد و پس از سركوبى مخالفين خود به قصد تجديد محاصرهء خلاط و دفع حكمران جسور آن عازم ارمنستان گرديد . فتح خلاط در 28 جمادى الاولى 627 - سلطان جلال الدّين بعد از اتمام كار گرجستان به سمت نخجوان حركت كرد و علت عزيمت به آن طرف آن بود كه صاحبهء شهر مزبور اظهار ميل بقبول زوجيت سلطان كرده بود ، جلال الدين بنخجوان رفت و آن زن را به ازدواج خود درآورد و پس از چند روز توقف در آنجا به اطراف حصار خلاط فرودآمد و در اوايل شوال 626 آن شهر را در محاصره گرفت . قبل از آنكه قشون جلال الدّين به اخلاط برسند الملك الاشرف يكى از امراى خود بنام عزّ الدّين آيبك را كه سابقهء دشمنى با حسام الدّين على حاجب مدافع رشيد آن شهر داشت به اخلاط فرستاد و درست معلوم نيست بچه علت حاجب على را بدست او بقتل آورد و عزّ الدّين را به حكومت شهر مزبور گماشت . اين حكمران جديد قبل از كشتن حاجب على و بعد از آن هر قدر خواست سلطان جلال الدّين را با تقديم معذرت و صلح‌جوئى از محاصرهء خلاط بازدارد جلال الدّين كه اصرار فوق‌العاده در تصرف آن شهر داشت زير بار نرفت و امر داد كه با دوازده منجنيق شهر را در زير باران سنگ بگيرند و به قوهء قهريه آن را مفتوح سازند . در ضمن محاصرهء اخلاط صاحب ولايت ارزن الروم ركن الدّين جهانشاه بن طغرل پسر عم علاء الدّين كيقباد سلجوقى كه تا اين تاريخ تحت امر الملك الاشرف و از متحدين حاجب على بود به خدمت جلال الدّين آمد و طلب عفو كرده هداياى چند تقديم سلطان

--> ( 1 ) - Varam Gagel ( 2 ) - Sagam ( 3 ) - Kak - Gaga ( 4 ) - ياقاقزوان ( 5 ) - Bejni - Pdchni ( 6 ) - Avak